زیارتی که قسمت نشد!

زیارت هم هم حال میخواد! نه؟!!!!!!

عصری خانواده تصمیم گرفتن شام برن بیرون . کجا؟ هم زیارت شاه عبدالعظیم ، هم کباب !

2 تا ماشین شدیم و زدیم به چاک جعده (جاده!)

و متأسفانه ، بعد از نماز رسیدیم و نماز رو فرادا خوندیم ! 

دیدم اصلا حس زیارت ندارم ! حس نماز ، دعا و زیارت نامه ! نمایشی تا جایی که جا داشت ، دور ضریح ها دوری زدم ، دستی به شبکه های ضریح ها کشیدم ! هر چی به "خودم" فشار آوردم که چیزی بخواه! "خودم" زیر بار نرفت و چیزی از حضرات نخواست ! حمد و سوره ای خوندم و از محضرشون مرخص شدم تا به مراجعین نور چشمیشون برسند !چشمک

همون اوایل بازارچه قدیمی ، نان داغ کباب داغی ما رو کشوند به قسمت اندرونی و حیاط لبریز از تخت ! و چه چسبید کباب بعد از زیارت نکرده !خوشمزه و چقدر بیشتر چسبید ، چای در فضای سبزی در بین راه بازگشت اونهم ساعت 11 و نیم شب ! نیشخند(البته سبزه ها رو آب بسته و مردم روی سنگفرشها نشسته بودند!)

پ ن1 : راستی که ما چقدر مردم خوب و قانع و با صفایی داریم ! کافیه یه فضای سبز ببینن که بساط چای و غذا رو علم کنند و با همین امکانات کم ، باعث انبساط خاطر خودشون و خانوادشون بشن! و چه مسئولین بدی داریم که همین کم رو هم از مردم دریغ می کنن با عدم نظارتشون ! موتور سوارهایی که وسط پارکها با موتورهاشون جولان میدن ، جونهایی که به صورت مجردی اومدن و قدم به قدم قلیون چاق کردن !(کاش همه شونو جمع کنن یه گوشه ی پارک تا حداقل بقیه ی خانواده ها اذیت نشن!) و خیس کردن بی موقع چمن ها و گرفتن این حداقل تفریح از مردم !ناراحت

پ ن2: امروز بلند شدیم رفتیم پستخانه که ، ای بابا ! پس این گواهینامه ی ما چی شد؟ 45 روز کمه ؟ هزار تومان وجه رایج مملکت داده و گواهینامه رو گرفتیم . دیدیم بععععععععله ، کارمند گیج آموزشگاه پلاک خونه رو به جای 4 ، 41 مرقوم فرموده اند ! ( هر چند فردای گرفتن رسید پستی زنگ زده و اعلام کرده بودم که آدرس رو اشتباه نوشته اند و گفته بودند تصحیح می کنند!) و گواهینامه ی بیچاره  31 تیر رفته به آدرس کذایی و برگشته پستخونه !

(استحضار دارید که تفاوت و تضاد بین واقعیت با "آنجه مرقوم داشته اند!"  چه سرنوشتی برای گواهینامه ی ما رقم زد و علاوه بر زحمت رفتن به پستخانه،  هزینه ای هم به عبث ، بر جیب مبارک ما تحمیل کرد! و از آن مهمتر ، مورد استهزا و خنده ی اطرافیان قرار گرفتیم که ، فهمیده اند در قبول کردن شما اشتباه کرده اند ، از دادن گواهینامه امتناع می کنند! به جبران آن خطا !نیشخند)

پ ن3: الان که این پست رو مینویسم یادم اومد برای چی حال زیارت نداشتم ! همون ورودی حرم ، پیامکی از عزیزی رسید که سفر مشهد و پابوسی امام رضای عزیزم ، جور نشد! با این خبر ، نه ! دیگه حالی برای آدم می مونه ؟!!!!!!!!!!!گریه

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید