تیبای من

بالاخره ماشین ما هم رسید! دو روز پیش رفتیم از نمایندگی سایپا تحویل گرفتبم!هورا

یه تیبای سفید خوشگل!قلب

همون اول ، قبل از رسیدن به خونه ، رفتیم یک عدد خروس محلی خریدیم و خود فروشنده سر خروس رو برید و خون اونو به چرخها و جای پلاک مالید! خروس رو دادیم یه خانواده ی بی بضاعت

اجازه هم ندادم تخم مرغ زیر چرخها بگذارن و اسراف کنن !مشغول تلفن امر فرمودیم به جای 4 تخم مرغ 4 قل بخوانید! صدقه و 4 قل بیشتر از 4تا تخم مرغ رفع شر و بلا می کنن!از خود راضی

هر کدوم از اعضای خونواده تقبل کردن به عنوان کادو یک یا چند تا از لوازمش رو برام بخرن؛ از روکش صندلی ها ، چادر ، دزدگیر ، کف پوش بگیر تا خرت و پرتهایی مثل لامپهای تزئینی ، دور فرمون ، سر دنده ، نمد کاپوت ، قاب پلاک و حتی یه خوشبو کننده ی خوشگل که شکل سیبه و 2 تا جونور عروسکی صورتی و سرخابی (که نمیدونم چه جونوریند!) و صد البته لنگ! و اسپری برای تمیز کردن داشبورد و ...تشویق (دیگه چیزی یادم نیومد تا سفارش بدم!!!)نیشخند

دلم میخواست روکش صندلیهاش سفید باشه ، ولی نشد ! روکشها چرم مشکی شدند!ناراحت

لامپهای بالای پلاک عقب رو بنفش خوشگل انتخاب کردیم، بسیار هم خوشگل!قلب

فقط میمونه اصل کاری!

من رانندگی بلد نیستم !نیشخند تازه 7-8روز دیگه باید برم کلاس ! گفتیم شاید ماشین بگیریم به غیرتمون بر بخوره بریم گواهی نامه بگیریم! متفکر

 

 

پ ن: می خواستیم EX و دو گانه سوز بگیریم که گفتن اصلا نیست ! 

/ 0 نظر / 10 بازدید