حکایت من و آزمون رانندگی!

سه شنبه ی پیش ، امتحان آیین نامه رانندگی داشتم . کتاب رو نگرفته بودم و جاش نرم افزار راهنمایی رانندگی ای رو که خراسان رضوی زحمت تولیدش رو کشیده بود رو دانلود و با مطالعه ی همون رفته بودم سر جلسه!!!نیشخند

با یه اشتباه ،همون دفعه ی اول قبول شدم! تشویقهمین قبولی یه ضرب باعث اعتماد به نفس کاذب شد و رفتیم برای امتحان شهری!چشمک

نشستن کنار افسر همان و لرزش دست و پا همان! اینقدر هول شدم که ترمز دستی رو هم نخوابوندم!!!نیشخند خلاصه پرونده و کاردکسمان را دادند زیر بغلمان و به دستور افسرمحترم ، ما برگشتیم برای گذراندن 2 ساعت تمرین اضافه!زبان

این مردودی اینقدر تو روحیه ی ما اثر نامطلوبی گذاشت و اونقدر از خودمان ناامید و به توانایی هایمان مشکوک شدیم که رفتیم و 3 تا فیش هزارتومانی ریختیم تا حداقل برای 2 بار مردودی دیگه مجبور به مراجعه به بانک نشیم!از خود راضی

2 ساعت تمرین رو هم نه خودم راضی بودم نه مربیم! همه اش می گفت : تو چرا اینطوری شدی؟ چرا حواست نیست ؟ این چه وضعه پارک دوبل و دور دو فرمونه؟و .... خلاصه بدترین جلسه ی کلاسهامو با چندبار خاموش کردن و خستگی جسمی و روحی گذروندم!

دیروز سه شنبه رفتم برای امتحان دوباره! لیست کسانی رو که قرار بود امتحان بدن رو نگاه کردم! یک نفر بار اول، چند نفر مثل من بار دوم ، بیشتری ها بار سوم و چهارم ، و حتی یک نفر برای بار ششم قرار بود امتحان بده! به خودم امیدواری دادم که حداقل 2 بار دیگه جادارم برای مردود شدن!متفکر

برخلاف دفعه ی قبل که با اعتماد به نفس اولین نفر رفته بودم برای امتحان ، رفتم صندلی عقب، سمت چپ ، پشت راننده نشستم! نفر اول با یه ماشین شاسی بلند ، یه پارک دوبل زد و قبول شد ! افسر گفت نفر بعدی زود باشه ! اشاره کردم به کسی که پشت افسر نشسته بود که برو! بنده ی خدا داشت میرفت پایین که افسر فرمودند : نفر سمت چپ بیاد!نگران

رفتیم و پشت فرمان نشستیم! بعد از اجرای مراسم "صادرکات" که دیدیم ای داد پایمان به کلاج نمی رسد ! صندلی جلو بود و تنظیم ولی تسلط رو کلاج و ترمز نداشتم ! اینقدر هول بودم که متوجه نشدم نفر قبلی پشتی صندلی رو تقریبا خوابونده!قهقهه وقتی گفتم صندلی بیشتر از این نمیاد و تسلط رو کلاج ندارم افسر به شوخی گفت : تو که قدت خوبه ولی اگه میخواهی بنویسم دفعه ی بعد کاردان فنی برات صندلی مخصوص بزنه ! تشکر کردم و گفتم نه با همین میرم!

 

جناب افسر خواستند ماشین رو از پارک در بیارم ، با همون ماشین شاسی بلند پارک دوبل بزنم ، کمی دنده عقب برم طوری که با اتوبوس پارک شده ی پشت سرم تصادف نکنم! جزئیات این چند دقیقه اصلا یادم نمیاد!خنده فقط وقتی گفت ماشین رو خلاص کن و برو پایین و دور بزن بیا مدارکت رو بگیر ، باورم نمیشد ! وقتی پیش دوستان برگشتم هنوز دست و پام می لرزید! ابله

چیز دیگه ای که جناب افسر به عنوان ایراد مطرح کردند ، ظریف و ضعیف جثه بودن این بنده بود که فرمودند زور و قدرت نداری!!!هیپنوتیزم آخه پدرت خوب ! مادرت خوبتر! تو ماه رمضون ، با دهن روزه انتظار داری فرمون ماشینی که هیدرولیک نیست رو یه دستی بچرخونم؟!!!نیشخند

به شکرانه ی این قبولی ، یکی از فیش های هزارتومانی رو بخشیدم به خانومی که رد شده بود و دومی رو هم سپردم به خانومی که میخواست امتحان بده و گفتم اگه خودش قبول شد بده به کسی که رد میشه ! مژه

پ ن : تصمیم گرفتم قبل از اینکه ماشین نازنینم رو ببرم بیرون ، برم آموزشگاه و یکی دو جلسه هم بردارم تا بدون استرس آزمون و پارک دوبل و دور دوفرمون ، برم خیابان گردی! تا انشاءالله بعد از ماه مبارک بتونیم من و ماشین قشنگم ، دو تایی بریم گردش!خیال باطلمژه

/ 0 نظر / 15 بازدید